تبلیغات
بازدم - چند قطره درنگ ...
 
بازدم
دوشنبه 2 شهریور 1394 :: نویسنده : رهگذر ...

به جائی رسیده ایم که تعریف "کوری" دیگر ندیدن نیست ...، که در واقع دیدنِ، خودِ تاریکی است ...!!! تاریکیِ دوران ...، دیدنِ نا امیدیِ دوران و اکنون دیگر نه فقط اینکه نا امیدی باشد، که امیدی هم نیست ...!!! هر آنچه هست، انگار همان دیدنِ تاریکی است ...، کور شدن توأماً با دیدن است ...، همچون در فاصله ای درونِ شیشه رفتن، قوزکردن و سپس دیدن ...، و این دیدن نیز تنها دیدنِ تاریکی دوران نیست که در درونِ تاریکی دوران قدم زدن و راه رفتن و پرواز کردن و ادامه دادن نیز هست ...

"کوری" همچون دیدنِ تاریکی و امید، همچون علم به عالم نا امیدی است ...!!!






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 6 شهریور 1394 11:04 ق.ظ
لفظ از حضور شماست .... پایدار باشین
رهگذر ...درود،
و تنابهاتی از شبنم افکار زلال شماست که نگین درخشان این برگ کوچک می شود ...
سه شنبه 3 شهریور 1394 08:04 ق.ظ
قلم شکسته وچاقوی تیز !

انگار که ماه دلها گرفته چاره ای نیست گویی باید که نماز آیات خواند!


ممنونم از پیام تون .. دوستان دور و مجازی چقدر خوب میفهمند و چه زیبا درک میکنن..
سپاس از شما
رهگذر ...درود،
بر فرق نادانی می زنیم آنچه را کز جهد خویش بر ما عطایش داده اند ...
و این پایان راه نیست ...،‌ ابتدای تاریکی و تولد مرگ است، بر منی که تیزی به سهل ستانده ام ...!!!

تمنا دارم ماه گل بانو ...، یک دم حضور و صدها بازدم از پی اش ...!!! این گر اعجاز نباشد،‌ قطعاً شگفتی است !!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :