تبلیغات
بازدم - ابعاد مجلوب انسانی ...
 
بازدم
چهارشنبه 2 دی 1394 :: نویسنده : رهگذر ...

چندی پیش بطور غیر مترقبه با صحنه ای مواجه شدم که خارج از اینکه تمایلی به شرح ماوقع و تداعی نمودن آن در ذهن ندارم، ولیکن در نهایت این رویداد مرا به تأمل و اندیشیدن به این موضوع معطوف نمود که ما آدم ها علی الاصول و کماکان موجودات جالبی هستیم ...!!! و هر روز نیز که می گذرد به یکی دیگر از این ابعاد جلوه ی مجلوب پی می بریم و آنگاه بیش از حد از همین جالب بودن خوشحال می شویم ...!!!

موضوع سخن، این حساسیت ها و غیرت ها و جوش آوردن هاست ...، اینکه چگونه این موجودات زمینی گاهاً احساس مسئولیت خاصی نسبت به برخی از هم نوعان خویش دارند ...؟!!! کافیست کسی به این همنوع خاص نگاه بیرون از زاویه ای داشته باشد تا تجربه ادامه ی زندگی با چهره ی جدید و بدون فکش را داشته باشد ...!!! حالا اگر این جنس خاص، مخالف باشد و از نوع مؤنث چند تا نگاه چپ چپ هم به همین جنس خاص می اندازند به نشانه ی اعتراض (یعنی تقصیر خودت هم هست) که این مورد آخری اختصاص دارد به یک نوع از سه دسته ی مردها ...!!!

از این جا به بعد قضیه خیلی جالب می شود : موجودی به نام انسان برای خودش این حق را قائل است که نزدیک ترین هایش را بهرنحو بخواهد اذیت نماید و آزار برساند، ولی کافیست یک نفر به غیر از خودش یا حالا با کمی مسامحه یک نفر غریبه تر کمی آن هم فقط کمی نامتداول نگاه نماید ...، آنگاه به یقین غوغا خواهد شد و این رگ غیرت آنچنان خیزشی خواهد داشت که گاه رود خونین نیاز است برای تجمیع آثار صدمات و تلفات ...!!!

درست مانند مردهائی که تا می توانند همرانشان را تحقیر نموده و کتک می زنند، اما هیچ کس دیگری حق ندارد اندک توهینی به سرکار علیه نثار نماید ...!!! یا مثل پسرهائی که دوست دخترشان را مسخره و کم توجهی می نمایند، ولیکن هیچ پسر دیگری حق رد و بدل نمودن چند جمله صحبت متعارف نیز با این همین دخترک ندارد ...!!! و شبیه حکومتی که ملتشان را در خفقان اطلاعاتی/جاسوسی قرار داده اما در بُعد بین المللی در نشست های دفاع از مردم بی گناه شرکت می کند و اصلاً برخی از کشورها شرط شرکت خود در این نشست را حضور همین دولت می دانند ...!!!

نظری برای ورود به مقوله ی نگاه آسیب شناسانه و ترازگذاری معایب و مزایای هرکدام از اینها را ندارم، اما در واقع این یک "درد اجتماعی" است که غیرتمان تنها در برابر شخص ثالث باشد و در مورد خودمان و آنهائی که در قبالشان مسئولیت دائم داریم، اینگونه نیستیم ...!!!

اینکه خودمان بزنیم و فقط نگذاریم دیگران بزنند، آیا منطقی است ...؟!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 5 دی 1394 11:53 ق.ظ
پی نوشت فرموده شما ...
در صفحه اینستاگرام تصویری رو به دیوار منزل چسبانده ام که برای شخص بنده فوق العاده عالی بود ..

و جمله ای که زیر تصویر بود :

وقتی یک مرد آگاه می شود ، فقط یک مرد آگاه می شود وقتی یک زن آگاه میشود یک نسل آگاه میشوند..
رهگذر ...و در تصدیق فرمایشات سرکار که بایست ارج و اکرام داشت وجود ارزشمند "زن" را :
هنگامی که روح در تو دمیده می شود، در شکم و بطن یک "زن" قرار داری ...
هنگامی که گریه می نمودی، در آغوش یک "زن" قرار داشته ای ...
هنگامی که عاشق می شوی، در قلب یک "زن" حضور داری ...
"زن" چون گوهری به امانت است، و نه وجودی برای اهانت ...!!!
پنجشنبه 3 دی 1394 03:01 ب.ظ
در وبگردی روزانه نوشته و خاطره خانمی انقدر برایم شیرین و دلچسب بود که با خوندن این مطلب شما حیفم اومد از این زاویه هم به موضوع نگاه نکنم ...
هرچند بی ربط شاید دیده شود اما ارگ بسط بدهیمش میتوان نتیجه مثبتی اخذ نمود.. زن گفت :


آلوسیاه خریده بود و شلیل...

شرابطمون طوری نبود که بشه میوه ی دیگه ای هم خرید در حالی که خودش دوسه روز بود هوس انگور کرده بود ولی چون علاقه من رو دید فقط اینها رو خرید و از میل خودش چشم پوشی کرد...

مرده دیگه؛ اول خواسته های خانواده بعد اگه شرایط مساعد بود دل خودش...

منم زنم! یادم باشه... این دفعه که به امید خدا میاد اولین میوه ای که هوس میکنم بخورم انگور باشه!


شوربختانه عده ای از مردان از موضع قدرت سعی در احطه تمامی زندگی دارند و همیشه فکر میکنند هرچه بیشتر عرصه را تنگ تر و قفس را خفقان تر سازند بیشتر به قدرت مطلوب می رسند امام اینها نمیدانند که این حقارت به خود ایشان بر میگردد و در زندگی میشترک دوستی و حس اعتماد پر بهاترین گوهری هست که نباید از دستش داد .. با بدبینی و مثلا غیرتهای نابجا ...

مردی انقدر باید مهربان باشد که همسرش از او یاد کردنی لبخند بر لبش بیاورد .. و لحظه ای نتواند دوری اش را تحمل کند ..
رهگذر ...درود و بلی ...
غالب مردها (در سطوح و جایگاه های مختلف) خودخواه اند و این عدم تعادل و توازن در حقوق دو جنس، متأسفانه برگرفته از همین خودبرتر بینی است ...
به اعتقاد حقیر،"زن" تبلور و نماد هستی است ...، ارنه ذکور که به نوبه ی خود، زایشی را در بر نداشته و نیز ندارد که البته مقصود از زایش تنها تحمل 9 ماه حمل و سپس وضع حمل نیست، بلکه زایش فکر و تولد اندیشه های نو (چه نهفته در کالبد زن و یا مرد) در جهان است ...، که بر این اساس و استدلال، در خوشبینانه و عادلانه ترین حالت، "تراز هستی" یعنی برابری "زن و مرد" و نه آنچه اکنون از بیش خواهی مردان با آن مواجه ایم ...!!!
که گویند :
زن همه ترانه ی زندگی است ...
کافی نیست اینکه برایش شعرهای عاشقانه بنویسی ...!!!
او آفریده شد تا "عشق را شاعرانه" تقدیمش نمائی ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :