تبلیغات
بازدم - شور دل ...
 
بازدم
یکشنبه 24 آبان 1394 :: نویسنده : رهگذر ...

حس می کنم از سالها قبل که ساعت ها می نشستم و تخیلات مثبت و آرزوهای بعضاً صعب الوصول ام را بارها و بارها با صدای بلند در ذهن مرور نموده و آنها را هدف گذاری می نمودم، دور افتاده ام ...

چندی پیش یکی از دوستان پرسید که : "روابط آدمها چه وقت و از کجا شروع مى نماید به خراب شدن ...؟!! و چرا متوجه نمی شویم زمانی را که دارد شروع مى شود ...؟!!"

مى گویم : "پی می بریم ...، اما آن تَرک ها آنقدر ریز هستند که نادیده مى گیریمشان ...، همین تَرکهاى ریز، همچون پیشروی سولفات در فلز آهن، بمرور پخش و گسترده مى شوند و کم / کم همه جاى سطح رابطه را در بر می گیرند و یک روز به خودمان می آئیم و مى بینیم که از رابطه مان، فقط یک فاصله مانده است و عقب ایستادن ...!!!

او نفس عمیق و سپس آهی مى کشد و من نیز زل مى زنم به قاب پشت و رو افتاده در کنار دیوار ...!!!

شاسى ها را بالاخره کوبیدم به دیوار و قاب را نصب می کنم ...، حالا خودم را می بینم که وسط دریاچه نمک ایستاده ام ...!!! با ژستی که پیشه ی مترسکان است ...!!! آفتاب دارد غروب مى کند و من تازه به صرافت این افتاده ام که این عکس چقدر غم انگیز است ...!!!

چرا حواسم نبود و یا اینقدر دیرتر متوجه شدم که مردی که پا برهنه ایستاده روى نمکها، غمگین است و من نمى خواهد نمک و شوری دلش، به امروزش و نیز دیوار ارغوانى اتاق سرایت نماید ...!!!

همین دیشب گفتم: "دلم مى خواست مانند خیلی از دوستانم حس بی مسئولیتی را تجربه نمایم ...!!!" بعد دوباره به خودم گفتم : "آهاااای ...!!! درست آرزو کن ...!!! حواست باشد چه چیزی را آرزو مى کنى ...!!!" خندیدم ...، باشد ...، اصلاً آرزو نمى کنم ...!!! خودم را سنجاق مى زنم به لحظه ى حال ...، به موهاى ژولیده ام ...، به دلخوشی های نداشته خودم و حباب رؤیاهاى همیشگی ام ...!!!به دختر بچه ای که خواب یک گربه و یک خرگوش دیده بود و با اشتیاق برایم تعریف می کرد ...، به پسرهائی که با لذت دارند باب اسفنجى تماشا مى کنند ...، به صبح های پایانی آبانماه ...، به بامداد زیبای فردا که شاید مرد وسط دریاچه نمک راه بیافتد، لباسش را بتکاند و اینبار با طلوع خورشید عکس یادگاری بگیرد  ...!!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 آبان 1394 03:23 ب.ظ
شکسته نفسی فرمودین ...

بزرگوارین - هاله تلفیق است از ایستادگی انسان ... رویارویی با طبیعت ، قهر و مهربانی اش ...
و بی انتهایی دریا .. عظمت و طغیان

سپاس بیکران
رهگذر ...درود،
و این تعبیر زیبا که قطعاً برگرفته از نگاهی ممتاز است، در قالب ضمیمه نویسی، بر روی تصویر درج و ثبت خواهد شد ...
سپاسی به خلوص لبخند و زلالی روح تان، تقدیمتان می دارم ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :