تبلیغات
بازدم - مرگ از درون آغاز می شود ...
 
بازدم
یکشنبه 12 مهر 1394 :: نویسنده : رهگذر ...

آدمی براستی به خلأئی احتیاج دارد که آبستن هیچ چیز نباشد ...، گاهی هم آدم خودش می شود منشاء یک خلاءِ بزرگ ...!!! یک خلاءِ عمیق ...!!!

اما خلاء شدن، درد دارد ...!!! وقتی همه چیز درونت معلق و آویخته می ماند به گوی خاکستری مغزت ...، همه چیز همانطوری که هست، ساکن و صامت می شود، با همان تصاویری که برای آخرین بار، در هر زمانی، در درونت نقش بسته اند ...، با همان سر و شکل و شمایل ...، و همان تصوّرات ذهنی ...، انگار زمان هم که می گذرد هیچ فرقی نمی کند ...!!!

گوئی زمان در درون متوقف شده ...، و انگار همه ی تصاویر مربوط به چند سال پیش اند ...، زندگی حتی متعلق به سالهای گذشته است ...، واپسین چیزهائی که دیده شده، آخرین ملموساتی که حس نموده ایم، آخرین داشته هائی که داشته ایم و نیز خواسته هائی که می خواستیم ...!!! تصاویری دور و مه آلود از خودی که دیگر نیستیم ...

خیلی سخت است که زمان در درونت متوقف شده باشد و بیرونت زمان همچنان در گذر باشد به آسانی عبور بی اعتنای ثانیه ها ...، بعد تو می شوی مردابی که تنها موجود زنده ی آن دیگر زنده نیست و آنگاه است که به مرگ زودتر از موعد درونت پی می بری ...!!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 14 مهر 1394 05:45 ق.ظ
سلام

پست جدید میذارین و ما بیخبر میمونیم...


چقدر زیبا تصویر فرمودین . امام به عقیده من در گذشته موندن خوب نیست ...

از گذشته دنبال آینده گشتن ماحصل جذاب و درخوری نداره ..

باید دوباره متن جالب و قلم شیوای شما رو بخونم.. جناب رهگذر عزیز...





براستی هم که مرگ از درون آغاز میشود..
رهگذر ...درود،
تمنا دارم و اما حقیر، هر لحظه از شروع حضورتان را سر آغازی جدید بر حیات فصل در هر پست می پندارم ...
گم که می شویم، تنها زمان را همراهی می نمائیم و از درون که می میریم، تنها جسممان را تا لحظه ی زوال و توقفش یدک می کشیم ...!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :