تبلیغات
بازدم - رو به عکس ...!!!
 
بازدم
چهارشنبه 1 مهر 1394 :: نویسنده : رهگذر ...

ما در سراشیبی شکوفه های خیالمان،‌ آنچنان ایستاده ایم که نمی بینیم دیگر از این درخت تنها و پیر، جوانه ای سبز بر شبنم صبحگاهی، معجزه نمی کند ...

دیگر این آسمان چند پاره هیچگاه تا آبی ناپدید، امتداد نخواهد داشت ...
واژه ها نیز، از این پس ما را به دور دستی همزمان نمی برند ...!!!
و من هنوز با فصل ها قدم می زنم :
فصل های رفته ...
فصل های مانده ...
فصل های رفتنی ...
فصل های ماندنی ...
فصل های رفتن ...
فصل های ماندن ...
می بینی ...؟!!
این درخت بیشتر از شکوفه های بهاری اش، پرتقال پائیزی نمی دهد ...!!!






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 5 مهر 1394 05:08 ب.ظ
ممنونم از بداهه نغز و شیواتون ...
درّ کلامتان براق و ازلی . زنده باشین . رهگذر گرامی ..
رهگذر ...درود،
یک نشان و ردی از خودم سراغم هست،‌ زانروز که گم گشتم / واپسین بار خودم را در مُلک وجودت دیده ام، آنگونه که می گفتم ...!!
-------
تمنا دارم و تابش نورتان فراگیر، بزرگوار بانو ...
یکشنبه 5 مهر 1394 05:07 ب.ظ
معلوم نیست هنوز
هنوز معلوم نیست من از كجا آمده ام چرا آمده ام
اینجایٍ آزرده از آواز گریه چه می كنم یا دارم آهسته با دی ماه بی دانه و این باد نابلد چه می گویم؟
هیچ !
هیچ حرف خاصی از خوابٍ آسمان با من نیست . فقط دارم آهسته به آدمی ، به خاطره یا به آسمانٍ بلند می گویم :
من هم وطنم را دوست دارم .

- صالحی
رهگذر ...درود،
از اشعار جناب "علامه حسن زاده آملی" که تقدیمتان می دارم :
ای دوستان ای دوستان من کیستم من کیستم / ای بلبلان بوستان من کیستم من کیستم؟
لفظ حسن شد نام من از گفت باب و مام من / گر لفظ خیزد از میان من کیستم من کیستم
بگذشته ام از اسم و رسم مر خویش را بینم طلسم / آیا شود گردد عیان من کیستم من کیستم
اطوار خلقت را ببین انوار رحمت را ببین / در این جهان بیکران من کیستم من کیستم
گاهی چرا آشفته ام گاهی چرا بشکفته ام / گاهی نه این هستم نه آن من کیستم من کیستم
شادان و خندانم چرا ؟ گویان و بریانم چرا ؟/ بهر چه خواهم آب و نان من کیستم من کیستم
دست و دهان و گوش چیست عقل و شعور و هوش چیست / در حیرتم از جسم و جان من کیستم من کیستم
این است دائم پیشه ام کز خویش در اندیشه ام / گشته مرا ورد زبان من کیستم من کیستم
این درس و بحث و مدرسه افزود بر من وسوسه / دردم بود ای همرهان من کیستم من کیستم
ای آسمان و ای زمین ای آفتاب نازنین / ای ماه و ای ستارگان من کیستم من کیستم
ای صاحب دار وجود ای پادشاه فضل و جود / ای از توام نام و نشان من کیستم من کیستم
دست من و دامان تو گوش من و فرمان تو / از بند رنجم وا رهان من کیستم من کیستم
تا کی حسن نالد چو نی تا کی بگرید پی به پی / گوید به صد آه و فغان من کیستم من کیستم ؟!
------------
جمعه 3 مهر 1394 07:22 ق.ظ
خیال در خیال

آنچه خیال میکند با روح لهیده ما ، جبر زندگی نمیکند...
و دویدن به دنبال خیال در رویا مثل دنبال کردن باد است لابلای موهای پریشان یار...

حیف از این عمر که بیهوده گذشت !

ممنونم بابت همه مهربانی تان.
رهگذر ...درود،
"فی البداعه و شاید مرتبط با احوال" :
می روم از خواب بر خواب، تا من گرفتار دلم / عمر در خواب و من همچنان در بند رفتار دلم ...
از خدا خواهم بمانم در دو عالم من به خواب / تا که شاید تو شوی در خواب و بس نرم گفتار دلم ...

--------
مهر، ز شما روید گر ظرف و لیاقی باشد / مهر ورزیدن مهر را ما ز شما یاد کنیم ...!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :